درگذشت بانوی هنرمند ایرانی -کانادایی در ونکوور

فریبا میرزایی، هنرمند خلاق و پرکار شهرمان، طراح پارچه و لباس، از میان ما رفت. 

۳۰ مارس ۲۰۲۱

 

 

A picture containing person, outdoor

Description automatically generated

 

متاسفانه با خبر شدیم هفته گذشته هنرمند ایرانی-کانادایی شهرمان، فریبا میرزایی، طراح پارچه و لباس، چشم از جهان فرو بست.

فریبا میرزایی طراح لباس و پارچه از مواد غیر سنتی و غیر معمول به بافت و رنگ پارچه می‌پرداخت و در نهایت، طراحی لباس منحصر به فردی از آنها ارائه می کرد؛ او جوایز زیادی در این زمینه در ونکوور را از آن خود کرد.

فریبا میرزایی در سال ۱۹۶۴ در آبادان متولد شد. او از پنج سالگی با رنگ و فرم آشنا شد و با ترکیب آنها کارهای هنری می‌‌کرد. فریبا پس از شروع جنگ ایران و عراق همراه با خانوادهٔ خود به شمال ایران مهاجرت کرد. او در ایران خیلی زود توانست در زمینهٔ طراحی لباس فعال شود و کارگاه خود را راه اندازی کند.

فریبا میرزایی در سال ۱۹۹۶ با دخترش به ونکوور نقل مکان کرد و در سال ۱۹۹۹ از دانشگاه کاپیلانو در رشته طراحی لباس و پارچه، فارغ التحصیل شد. وی همچنین در سال ۲۰۰۱ دورهٔ مجسمه‌سازی را در سطح پیشرفته در استودیوی هنر و طراحی دانشگاه کاپیلانو گذراند.

فریبا در بهار سال ۲۰۰۰ شرکت خود را در نورت ونکوور افتتاح کرد و چند سال بعد، گالری هنر نساجی گبه را در مرکز شهر ونکوور به راه انداخت.

او تکه‌های لباس‌های طراحی شده خود را از ابتدا طراحی می‌کرد، این فرایند شامل طراحی پارچه، الگوها و طراحی برای ایجاد موارد منحصر به فرد از مدل لباس بود. فریبا با در اختیار داشتن این مهارت، در روند کار هنری خود، قادر به ایجاد طرح‌هایی بی‌همتا بود که برای یک طیف متمایز، در زمینهٔ مد لباس طراحی می‌شد. به همین دلیل، طراحی‌های او قابل پیش‌بینی نبودند.

A picture containing dress, skirt

Description automatically generated

عوامل محرک در خلق هنر فریبا میرزایی، قدرت طبیعت، هماهنگی و بصیرت او بود. او در روند پیوند این عوامل در هنرش به سرعت طرح‌هایی متفاوت و بی‌نظیر خلق می‌کرد. فرایندی که شامل طراحی پارچه ، الگوها و سبک‌های متفاوت برای خلق‌ مدل  لباس‌های منحصر به فرد او می‌شد. طرح‌های او در پالت‌های رنگ طبیعی، برای ساختار پارچه، چاپ و تزئین ظاهر می‌شد.

او گاهی ساختار پارچه را دستکاری می‌کرد، چاپ می‌کرد، و گاهی قسمتهایی از پارچه را از بین می‌برد و دوباره آن را تزئین می‌کرد؛ تا فرم‌های دلخواهش را در یک پالت رنگی طبیعی خلق کند. او از موتیف‌های ایرانی نیز در طراحی‌هایش بهره می‌برد.

کارهای فریبا تلفیقی از طبیعت و طراحی مبتکرانه بود. او معتقد بود که طبیعت این قدرت را دارد که بر حساسیت ما تاثیر بگذارد؛ و ما را به تعامل با دیگران وا دارد. این هنرمند معتقد بود که ارتباط صمیمانهٔ ما با طبیعت و فرآیندهای آن، می‌تواند انرژی مثبتی برای تغییر در ما ایجاد کند.

در مراسمی آن‌لاین که برای بزرگداشت این هنرمند برگزار شد، ماری دوست کانادایی او شعر زیبایی که به انگلیسی برای او سروده بود، خواند. این شعر شخصیت این هنرمند را چنین توصیف می‌کند.

FARIBA, an angel so kind, generous and loving

FARIBA, a star so bright in a universe of diamonds

FARIBA, sewing poems of history through threads of beauty

FARIBA, a visionary, creating life’s sacred journey

FARIBA, a wonderful wise human being, NEVER to be forgotten

FARIBA, your guiding light will be our prayer

FARIBA,  the choir will sing out, FARIBA OH FARIBA, now you are at rest …

فریبا میرزایی برندهٔ جوایزی بسیاری در کانادا شده بود از جمله:

– عنوان دوم در مسابقات طراحی لباس، در ساسکاچوان در سال ۲۰۱۳

– برنده جایزهٔ منتخب مردم در مسابقه طراحی لباس، مرکز هنری پورت مودی در سال ۲۰۱۳

– برنده بهترین جایزهٔ نمایش (با حمایت دانشگاه هنر و طراحی امیلی کار) سال ۲۰۱۲

– برنده جایزه بهترین نمایش و جایزه منتخب مردم ، در نمایشگاه Outside the Box, an Exploration of fiber، آرت گالری وایت راک در سال ۲۰۱۱

–  برنده جایزه بهترین نمایش لباس در نمایشگاه هنری Wearable، آرت گالری رودخانه کمپبل، در سال ۲۰۱۱

– برنده جایزه بهترین نمایش و جایزه منتخب مردم در طراحی لباس و نمایش هنری آن، آرت گالری ویکتوریای بزرگ در سال ۲۰۱۱

– مقام سوم مسابقات طراحی لباس، در آرت گالری پورت مودی در سال ۲۰۰۵

او همچنین در ده‌ها نمایشگاه‌ انفرادی و جمعی در ونکوور و ویکتوریا شرکت داشت و آتار او همواره مورد توجه مخاطبین قرار می‌گرفت.

فریبا میرزایی گرچه اکنون در میان ما نیست اما با آثارش و هنر خلاقش در بطن جامعه حضور دارد. یادش گرامی.